بالاخره روز پرواز مام هم رسید. خیلی دلم براش تنگه. دوست دارم همین الان در رو باز کنه و بیاد دوباره
دوباره تنها شدم توی این دیار غربت...... هر جای خونه رو نگاه میکنم می بینمش..... توی خیابون توی ماشین.... هر جا که میرم......... نمی دونم دفغه بعذ کی میبینمش :(((((
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:11  توسط ستاره
|