ولی حالا اینجا اون سر دنیا زنگ زدم پلیس
نمیدونم با مهدی چیکار کنم. اصلا همدیگرو درک نمیکنیم
بعد کلی بزن بزن زنگ زدم پلیس فک کردم اینجا طرف خانومام. ولی گفت دوتایی تون رو میبرم :O
ما هم بیخیال شدیم........... حالم اصلا خوب نبود........ خیلی داغون و خراب خیلی.... خدایا کمکم کن.
برچسب: بالاخره زنگ زد,بالاخره زنگ زد فامیل دور,
نویسنده: ایلیا صالحپور