The drops of rain

متن مرتبط با «اخر» در سایت The drops of rain نوشته شده است

بالاخره زهر خودش رو ريخت

  • نیلوبلاگ

    مهري كه كلا اين روزها تو حال خودش بود كه به من كاري نداشت، بالاخره ديشب زهر خودش رو ريخت.طفلي مامان ☹️من كه به اين رفتارهاش عادت دارم ده ساله به تمام بي تفاوتي هاش عادت كردم.اين روزهاي ما هم ميگذره دختر خوشگلم فقط تو مهمي فقط تو مامانخدايا شكرت ...

    ادامه مطلب
  • روزهاي اخر تهراااان

  • نیلوبلاگ

    كمتر از ٤٨ ساعت ديگه برميگردم تورن. دلم از الان براي تهران تنگ شده خيلي.... اين سه ماه دايم استرس داشتم ... نشد اصلا لذت تهران بودنم رو ببرم... نشد.... خونه الي هستم ... كاش ميشد خواهراي خوشگلم هم باهام ميومدن... كاشكي ميشد :( نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت21:18 توسطستاره | ...

    ادامه مطلب
  • اخرررررررین امتحاااااااان

  • نیلوبلاگ

    داریم امتحان وی ام ویر می ریم آخرین امتحاااااانمومه من منتظرم بچه ها جوابا رو بفرستن کالج خوب بود دلم براش تنگ میشه برنامه رفتن دااااارم به وطن............ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت3:38 توسطستاره | ...

    ادامه مطلب
  • روزهاي اخر در ايران

  • نیلوبلاگ

    روزهاي اخر در ايران رو داريم ميگذرونيم. پر از استرسه دلم براي ايران و مامانم و خواهرام تنگ ميشه. خداااااااايا اما تو باهامي همچنان. چقدر خوبه كه تو همه جا هستي و من رو تنها نمي داري. خداياااااا درستت دارم. شكر...

    ادامه مطلب
  • بالاخره زنگ زدم پلیس

  • نیلوبلاگ

    تو بازی با ابی همیشه میگفتم تصادف شده زنگ بزن پلیس ولی حالا اینجا اون سر دنیا زنگ زدم پلیس نمیدونم با مهدی چیکار کنم. اصلا همدیگرو درک نمیکنیم بعد کلی بزن بزن زنگ زدم پلیس فک کردم اینجا طرف خانومام. ولی گفت دوتایی تون رو میبرم :O ما هم بیخیال شدیم........... حالم اصلا خوب نبود........ خیلی داغون و خراب خیلی.... خدایا کمکم کن....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    در روزهای آخر اسفند | در روزهای آخر اسفند فرهاد | در روزهاي آخر اسفند | در روزهای آخر اسفند تئاتر | در روزهای آخر اسفند شعر | بالاخره زنگ زد | بالاخره زنگ زد فامیل دور |